
توصیه کیان به تمام پسران عزیز
دختر جماعت وفا ندارد ما تجربه کردیم

توصیه کیان به تمام پسران عزیز
دختر جماعت وفا ندارد ما تجربه کردیم
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... 
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... 
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای 
برای تويی كه قلبت پـا ك است ...
برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... 
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...


تا حالا کفشاتو نگاه کردی؟
دو تا همراه
دو تا عاشق
که بی هم میمیرند
باهم خاکی میشن ،بدون هم زیر بارون نمیرن
کاش آدما کمی از کفشاشون یادبگیرن عاشقی
کاش....
یه زمانی یه دخترک ساده بودیم با موهای نرم دست و یه موهای نازک و نرم که نمیشه بهشون گفت مو روی صورتمون. وقتی یکی نازمون می کرد با یه پوست نرم و لطیف سر و کار داشت . الان از بس بلا سر پوستم آوردم دیگه می ترسم کسی دست نوازش سوم دراز کنه. مگه من اون موقع ها زشت بودم؟ مگه این پرزهای ریز اصلا درست حسابی دیده میشدن که من افتادم به جونشون. اصلا یادمه یه زمانایی بود که از هر صد تا زن/دختر دو نفر موهای دستشون رو هم می زدن. کسی آرایش نمی کرد. نهایت آرایش زنها یه رژ لب بود. حالا صبح به صبح خالی های ابرو رو پر کن ، زیرر چشا رو سفید کن سیاهیش معلوم نشه ، خط چشم بکش ، رژ بزن ، حالا اونایی که بیشتر آرایش می کنن یه لایه هم رو پوستشون می کشن و رژ گونه.
چرا باید همه ی ما خوشگل تر از اونی باشیم که هستیم
اصلا مگه ما قبلا زشت بودیم؟ چرا باید هممون شبیه خارجی ها شیم ، پوستای بدون مو و صاف و صوف وموهای روشن و ....
اصلا چی شد ماها اینقدر جوش جوشی شدیم. جز اینه که دیگه آرامش نداریم ، همش تنهاییم
جز اینه که هرچی گذشت ارزشمون به عنوان آدم بودن کمتر شد و هروقت خوشگلتر بودیم بیشتر تحویلمون گرفتن ، وقتی آرایش کردیم بهمون احترام گذاشتن. وقتی مانتوی گشاد پوشیدیم جواب سلاممون رو به زور دادن و وقتی تنگ پوشیدیم همه بهمون لبخند مهربانانه می زدن. اشتباه نگیرید لبنخند هرز نه ، باهامون مهربونتر شدن.
چیزی که حقمون بود رو ازمون دریغ کردن تا به خاطر به دست آوردنش اینقدر تو زحمت بیفتیم
اگه هیچ زنی آرایش نمی کرد ، دماغشو عمل نمی کرد ، صورتشو موم نمیذاشت ، موهاشو رنگ نمی کرد ابروهاشو لباشو نقاشی نمی کرد تا کلفت تر شه ، آیا مردها با هیچ زنی ازدواج نمی کردن؟ سمت هیچ زنی نمی رفتن؟ می رفتن تا کره ی مریخ و یه زن آنجلینا جولی دماغ قلمی مو قشنگ میاوردن؟
ما زنا چه بلایی داریم سر خودمون میاریم؟ مردها چه بلایی دارن سر ما میارن؟
پ.ن: در مورد جمله آخر باید بگم که این یک فرآیند دو طرفه است و نمیشه یه طرف رو مقصر دونست!
وقتي تنها شدم ؛ فهميدم قصه ي مادربزرگها درست بود: هميشه يكي بود يكي نبود
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود...
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...!
دوستش کنجاوانه پرسید : دیگه چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!!
هیچ کس کامل نیست!
هنوز هم عاشقانههایم را عاشقانه برای تو مینویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..
این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران میروم.
میدانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..
میدانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمیگردد..
میدانم تمام میشود و ما رها میشویم؛ پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..

گردش ليل و النهاران دست توست
جوشش اين چشمه ساران دست توست
شور " تنها " را به عشقت بيش كن
وسعت اين غنچه باران دست تو

مرا هر چند بشکستی
نمی خواهم شکست تو
نمی خواهم که اندوهی ببینم حتی در آن چشم مست تو.
نمی خواهم تو را هرگز نمی یابم تو را هرگز
ولی ترک خیال تو نمی دارم روا هرگز